|
آي اي جاده هاي بي انتها مرا دور سازيد ازاين شهر تاريكي
|
آزادم.
مثل این قاصدک ها سبکبالم...
حس عجیبیه!....


خدایا....بازهم کمکم کن...

دلم می خواد مثل یه کبوتر آزاد باشم...


آخ!...چقدر خوبه که هیچ دریو غمی نداشته باشی!...
عشق رفتنی نیست مرگ خواهد ماند
شب ناتمام است زندگی خواهد ماند
فکر بی کلام است خاطره خواهد ماند
خنده کنونیست غم خواهد ماند
پرنده رفتنیست مرگ خواهد ماند
مرگ خواهد ماند مرگ خواهد ماند
نگاهم کن ای بهترین بهترین ها.....
دست هایم را بفشار و مرا در برگیر.......
عشق زندگی نیست........
عشق رفتنی نیست........
رهایم ساز از این رهایی..............
جدایم کن از این روز و شب های بی کسی....
بال هایم را به من برگردان.........
پرواز را از یاد برده ام.....
به من پریدن بیاموز........
پرنده ام باش و پروازم باش و پریدن را به من بیاموز....
قفس من آهنین نیست ....
پس تو بمان..
تو بمان....
بامن تو بخوان....
ای که تنهایی ام به اندازه ی زیبایی توست...
تنهایم مگذار...
به اندازه ی زیبایی ات با من بمان....
رهایم ساز از این بند.....
دیواره ی دنیا را بشکاف و رهایم ساز...
پروازم باش و بامن باش وبامن باش...
صدایم باش و نگاهم باش و راهم باش و بامن باش...
نجاتم باش و کلامم باش و فانوس راهم باش و بامن باش...
خنده را از یاد برده ام تو خنده ام باش....
توانم را از من ربوده اند تو توانم باش...
تو من باش و بامن باش و بامن باش...
شب باش و فانوس راهم باش و ستاره ی آسمانم باش وپری دریایم باش و باران ابر هایم باش و بر من ببار...
تشنه ام بر من ببار...
تو بمان....
تو بمان...
همراه من تو بخوان....
پرنده باش و رهایم ساز....
صیاد باش و رهایم ساز...
همه چی باش و رهایم ساز...
بگذار در تو جریان یابم....
چون رودی بی آب در تو جریان یابم و فزونی یابم....
بامن تو بمان....
تنهایم مگذار....
پرواز را به من بیاموز...
بال های پروازم را به من بازگردان....
رهایم ساز....
بامن تو بمان...
تو بمان...تو بمان....
زیاد جالب نیست اما تو زیبا بخوان....
دلنوشته های خودمه که موقع دلتنگی هجوم میارن به ذهنم...
امیدوارم کسلتون نکنم...
دوستتون دارم.
به امید دیدار.......![]()
غريبه اي هستم آشنا كه امروز به جمع شما پيوسته ام.
همراهم باشيد.